بی کسی

مرده ام در کوچه های بی کسی
سنگ قبرم را نمی سازد کسی
سوختم خاکسترم را باد برد
بهترین یارم مرا از یاد برد
نوشته شده توسط سید جواد حسینی در یکشنبه هشتم مهر 1386
ساعت 12:29 موضوع |
لینک ثابت
زندگی
پله های زندگی :
اگه کسي ديونه ات بود بازيش نده اگه عاشقت بود دوسش داشته باش اگه
دوست داشت بهش علاقه نشون بده اگه بهت علاقه نشون داد ،فقط بهش
لبخند بزن اين طوري هميشه يه پله ازش عقب تري اگه يه روز خسته
بشه يه پله بياد عقب تازه ميشه مثل تو
چک آف :
انيشتين رفت درس خوند معروف شد ذكريا تحقيق كرد كاشف شد ابوعلي
سينا مطالعه كرد دكتر شد حالا تو بيكار بشين آف چك كن
عشقولانه ۱:
اگه یه بار زنبور نیشت زد نگران نشو چون اون هم فهمیده که
تو چقدر گلی
عشقولانه ۲:
اگه ديدي يه زنبور مي خاد بشينه روي سرت نترس آخه من
آدرس قشنگترين گل رو بهش دادم
خیال :
عشق تصوير خيالاتم بود اشک طوفاني چشمانم بود محو خورشيد نگاهش
امشب دل من تشنه ي آوازش بود سايه اي نيست بخوابم آرام عطشم لحظه
اي از ماتم بود شعر باران نخواندم هرگز نفسم همدم لبهايش بود
تولد :
شب تولد توست ستاره ها رو تک تک ،،، به عشق تو شمردم تولدت
مبارک.
دعاي دختر مجرد:
اللهم عجل في ازدواجنا و تكميل ديننا وارزقنا زوجا الذي رفيعا مدركا و
رشيدا قدا و مالا كثيرا و بيتا مستقلا و سياره الپرشيا
دعاي پسر مجرد:
اللهم ارزقنا حوريا تك دانه و كم توقعا و والدينها رو به موتا و جهيزيتها
كامله و كدبانوا في اامور المنزل و تسليما لخشمنا و خدمتنا
دلبستگي :
هرگز به کسي دل نبند چون اين دنيا اين قدر کوچيکه که توش دو تا دل
کنار هم جا نميشه ولي اگه دل بستي هرگز ازش جدا نشو چون اين دنيا
اين قدر بزرگه که ديگه پيداش نمي کني
ستاره :
به آسمون نگاه ميکني، دوست داري کدوم ستاره مال تو باشه؟ به اوني که
کم نور تره قانع باش چون اوني که پر نور تره رو همه نگاه ميکنن!!
اگر :
اگر رفتم تو يادم کن ،اگر مردم تو خاکم کن ،اگر ماندم در اين دنيا به مهر
خود تو شادم کن!
اسم :
اسمت رو گذاشتم گل ترسيدم پژمرده بشي ،گذاشتم خورشيد ترسيدم
غروب کني ،گذاشتم جونم که اگه خدايي نکرده رفتي من هم برم.
زندگي :
عزيزم زندگي مال تو مرگ مال من ،شادي مال تو غم مال من ،خنده مال
تو گريه مال من ،همه چيز مال تو اما تو مال من عزيزم ...
چشم :
چشم وقتي زيباست که پر از اشک باشد ،اشک وقتي زيباست که براي
عشق باشد ،عشق وقتي زيباست که براي تو باشد ...
فاصله :
ميدوني فاصله بين انگشتات براي چيه ؟ واسه اينه که يه نفر ديگه با
انگشتاش اين جاي خالي رو پر کنه پس به دنبال دستي باش که که تا
هميشه بتونه دستت رو بگيره ...
شاخه گل :
ده تا شاخه گل برات آوردم که نه تاي اون ها طبيعي و يکي از اون ها
مصنوعي و تا وقتي که اون شاخه گل مصنوعي پژمرده بشه دوستت
دارم ...
زيبايي :
ميدوني چرا وقتي مي خواي فکر کني چشمات رو مي بندي ؟ وقتي مي
خواي لب هاي کسي رو ببوسي چشمات رو مي بندي ؟ وقتي مي خواي
بري تو رويا چشمات رو مي بندي ؟ چون قشنگ ترين چيزاي دنيا ديدني
نيست عزيزم !
نياز :
نيازمند چيزي بودم که باورش کنم و نگاهم به نگاه تو افتاد و باورت کردم
، خواهان کسي بودم تا باورش کنم تو خود و روياهايت را با من تقصيم
کردي و من باورت کردم ، آنچه که به راستي نيازمندش بودم باور کردن
خود بود ، من را به دنياي درنت بردي و با اکسير عشق ياريم کردي و به
برکت وجود توست که امروز من زنده هستم ، لمس مي کنم و باور دارم
کسي ، چيزي يا خودم را ، آري تنها به خاطر وجود توست.
خواب :
مي خوابم شايد خوابت را ببينم ، اگر مي دانستم که مردگان نيز خواب مي
بينند مي مردم بلکه هميشه تو را در خواب ببينم.
عشق :
وقتي كه گريه كردم گفتن بچه است....... وقتي كه خنديدم گفتن ديونه
است.......وقتي كه جدي بودم گفتن مغروره....... وقتي كه شوخي كردم
گفتن سنگين باش.......وقتي كه حرف زدم گفتن پر حرفه....... وقتي كه
ساكت شدم گفتن عاشقه....... حالا ام كه عاشقم ميگن گناهه .
ماجرای زندگی :
زندگي يک آرزوي دور نيست؛ زندگي يک جست و جوي کور نيست
زيستن در پيله پروانه چيست؟زندگي کن ؛ زندگي افسانه نيست گوش
کن ! دريا صدايت ميزند؛ هرچه ناپيدا صدايت ميزند جنگل خاموش ميداند
تو را؛ با صدايي سبز ميخواند تو را زير باران آتشي در جان توست؛
قمري تنها پي دستان توست پيله پروانه از دنيا جداست؛ زندگي يک مقصد
بي انتهاست هيچ جايي انتهاي راه نيست؛ اين تمامش ماجراي
زندگيست ...
نوشته شده توسط سید جواد حسینی در چهارشنبه چهارم مهر 1386
ساعت 17:50 موضوع |
لینک ثابت
عشق
عشق يعني ... دفتر تلفن محرمانه نداشته باشي.
عشق يعني ... مجبور نباشي تنهايي غذا بخوري.
عشق يعني ... رازي بين اون و تو.
عشق يعني ... آرزوهاتون رو به همديگه بگين.
عشق يعني ... يه كيك خونگي براي تولدش.
عشق يعني ... به هزار زبون بهش بگي دوستت دارم.
عشق يعني ... كسي كه دلتو مي بره.
عشق يعني ... بعضي وقتا اشك زياد ريختن.
عشق يعني ... همين كنار هم بودن.
عشق يعني ... همون نيرويي كه توي فضا مي چرخه.
عشق يعني ... احساس فوق العاده اي كه همه جا دور
و برت هست.
عشق يعني ... آدم احساس كنه زمين زير پاش نيست.
عشق يعني ... ضربه فني شدن.
عشق يعني ... كاري كني كه جز عشق تو هيچي نبينه.
عشق يعني ... اين فكر كه چقدر خوبه اون تو رو بخواد.
عشق يعني ... ترانه اي كه تو رو به ياد اون ميندازه.
عشق يعني ... بذاري از خودش تعريف كنه.
عشق يعني ... منتظر تلفنش باشي.
عشق يعني ... بدوني واسه تولدش چه هديه اي
دوست داره.
عشق يعني ... ديدن خوشحاليش.
عشق يعني ... با نگاهت اونو به خودت جذب كني.
عشق يعني ... غرورشو جريحه دار نكني.
عشق يعني ... سليقه شو مسخره نكني.
عشق يعني ... وقتي فقط ديدنش كافيه تا تو رو از خود
بي خود كنه.
عشق يعني ... لباسي رو كه برات خريده بپوشي.
عشق يعني ... زير نور مهتاب براش شعر بخوني.
عشق يعني ... وقتي خوابه تماشاش كني.
عشق يعني ... بدون اون انگار تو بيابون سر گردوني.
عشق يعني ... دلشو نشكني.
عشق يعني ... وقتي اونو مي بيني داغ كني.
عشق يعني ... واسش آواز عاشقانه بخوني.
عشق يعني ... مرتب ببريش بيرون.
عشق يعني ... بهش بگي بدون آرايش هم قشنگه.
عشق يعني ... نقطه ضعفاشو بشناسي.
عشق يعني ... ستاره محبوبش باشيي.
عشق يعني ... با مهارت لباش رو بوسيدن .
عشق يعني ... صداش بهت ارامش بده .
عشق يعني ... دست پختش رو خوردن .
عشق يعني ... بستني رو با هم خوردن .
عشق يعني ... زندگي بدون دعوا .
عشق يعني ... بچه ها رو با هم به پارک بردن .
نوشته شده توسط سید جواد حسینی در چهارشنبه چهارم مهر 1386
ساعت 17:37 موضوع |
لینک ثابت
تقدیم به راحله

مي نويسم روي عکست مي ذارم تو قــاب لحظه
چشمـــاي تــو دستاي تو به يه دنيايــي مي ارزه
تو که نيستي کم مي يارم با تو مـن گــل بهــارم
هربــــونم مهربـــــونم تا ابــــد تو هستي يــــارم
تو چه باشي چه نباشي چشم من بارون مي بـاره
اونقـده دوستت دارم مـــن به خـــدا قد ستــــــاره!!
نفســــهــات بــوي بهشته!اي تو پاک وآسمونـــي
عطر گندمزارو داري به فرشتــــــه ها مي مونــــي
تو چشاي من نگاه کـن من که از تو سير نمي شم
قول بده پيشم مي موني من که با تو پير نمي شم
نوشته شده توسط سید جواد حسینی در سه شنبه سوم مهر 1386
ساعت 13:28 موضوع |
لینک ثابت
ناز ایرونی
عکسهای دختران ایرونی (سری ۲)

ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید جواد حسینی در سه شنبه سوم مهر 1386
ساعت 0:28 موضوع |
لینک ثابت
قصه زندگی
من از قصه زندگی ام نمی ترسم ،من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و تنها از
خاطرات گذشته تغذیه کردن می ترسم.ای بهار زندگی ام
اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست اکنون که پاهایم توان راه رفتن نداردبرگردباز هم
به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را
باز هم آغوش گرمت را به سويم بگشا باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده.
بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم ،بدان که قلب من هم شکسته ، بدان کههمه
روحم از دردها خسته شده.
این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد.
بس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام

نوشته شده توسط سید جواد حسینی در سه شنبه سوم مهر 1386
ساعت 0:4 موضوع |
لینک ثابت
عشق

قلبم برايت خانه اي گفتي عجب ويرانه اي
گفتم دلم همراه تو گفتي كه تو مستانه اي
گفتم نگاهم مال تو گفتي فقط ديوانه اي
گفتم توئي شمع دلم گفتي تو هم پروانه اي
گفتم مرا با خود ببر گفتي مگر بي خانه اي
گفتم بگو راز دلت گفتي كه تو بي گانه اي
گفتم كجا يابم تو را گفتي به هر كاشا نه اي
نوشته شده توسط سید جواد حسینی در دوشنبه دوم مهر 1386
ساعت 15:16 موضوع |
لینک ثابت
دوستی
گفتی مرا دوست نداری گله ای نیست
بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست
گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن
گفتی که نه باید برم حوصله ای نیست
پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف

تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست
گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت
جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست
رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت 
بگذار بسوزد دل من مساله ای نیست.
نوشته شده توسط سید جواد حسینی در دوشنبه دوم مهر 1386
ساعت 15:11 موضوع |
لینک ثابت
پایان عشق
اگر عشق پایان تو دور است
دلم غرق تمنای عبور است
برای قد کشیدن در هوایت
دلم مثل صنوبرها صبور است

نوشته شده توسط سید جواد حسینی در دوشنبه دوم مهر 1386
ساعت 14:58 موضوع |
لینک ثابت